به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده باشد که کسانی که در صدد ایجاد تحولات اساسی دموکراتیک در ساختارهای حقیقی و حقوقی سیستم سیاسی هستند، هویت فکری و ایدئولوژیک خود را با صدای رسا اعلام کنند. این امر از آن جهت واجد اهمیت و ارزش است که تکلیف بسیاری از کسانی که جز نامی از آن احزاب نشنیده اند و با مرام فکری آنها آشنایی ندارند، روشن می شود. اگر گروهی مشی مارکسیست- لنینیستی یا سوسیالیستی دارد، باید بدون رودربایستی آن را اعلام کند. به همین ترتیب، احزاب و گروههای تحول خواهی که سابقه و عملکرد لیبرالی روشنی دارند، باید بدون واهمه و با افتخار، خود را لیبرال بنامند. این عنوان نه تنها مایه شرمساری نیست، که آزادی فرد و حرمت نهادن به انسانیت که تبلورش را در لیبرالیسم می توان مشاهده کرد، مایه مباهات است.
اصولاً لیبرالیسم با تغییرات جزیی اما مداوم سازگار تر است تا تغییرات آنی و بنیان کن. و دقیقاً به همین خاطر است که انگ و تهمت سازش کاری به ناحق در مورد لیبرال ها بکار برده می شود. اما این مسأله دلیل نمی شود که افقی فرا روی "لیبرال های تحول خواه" قرار نداشته باشد. این افق هم دقیقاً منطبق بر ساختن جامعه ای آزاد با احترام به حقوق تک تک شهروندان به عنوان انسان هایی آزاد و صاحب حق می باشد. بنا بر این در جامعه ای که با ارزشهای دنیای آزاد فاصله زیادی دارد، این خواسته ها خصلتی رادیکال به خود می گیرد. آیا چون رادیکالیسم، در ذهن، چپگرایی را تداعی می کند، باید آن را مختص جریان های چپگرا دانست؟ به نظر این گفته صحیح نیست و لیبرالیسم رادیکال هم در جای خود واجد ارزش است. می توان رادیکالیسم را در بستری لیبرالیستی معنا بخشید و در عین حال، این ویژگی "سریع بودن" آن را با توجه به واقعیات جامعه امروز تعدیل کرد. چرا که این ویژگی با تغییرات انقلابی سازگار است و رفرم، آهستگی و پیوستگی را می طلبد. بدین ترتیب لیبرالیسم نه تنها با رادیکالیسم در تعارض نیست که این قابلیت را داراست که آنرا در چهارچوب لیبرالیسم تحول خواه به منصه ظهور رساند.
ادامه مطلب
